درسنامه آموزشی فارسی چهارم
درس 13: لطفِ حق
مادر موسی، چو موسی را به نیل
در فِکند از گفتهی رَبِّ جَلیل
هنگامی که مادر موسی، به فرمان خداوند بزرگ، فرزند خود را در نیل رها کرد.
خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه
گفت: «کای فرزندِ خُرد بیگناه
با حسرت، از ساحل او را نگاه میکرد و با خود میگفت: «ای فرزند کوچک بیگناه».
گر فراموشت کند لطف خدای
چون رهی زین کشتیِ بیناخدای؟»
اگر لطف و مهربانی خدا تو را فراموش کند، چگونه از این کشتی بیناخدا، نجات پیدا میکنی؟
وحی آمد: «کاین چه فکر باطل است؟
رهروِ ما، اینک اندر منزل است
از جانب خدا ندا آمد که: فکر خطا نکن، موسی که ادامه دهندهٔ راه ماست، الان به جای امنی رسیده است.
ما گرفتیم آنچه را انداختی
دستِ حق را دیدی و نشناختی؟
ما موسی را که به رود نیل سپردی، نجات دادیم، در حقیقت ما او را محافظت کردیم و تو متوجه نشدی.
در تو تنها، عشق و مهرِ مادری است
شیوهی ما، عدل و بندهپروری است
تو فقط مادر هستی و عشق و مهر تو به همین دلیل است، ولی روش ما عدالت و مهربانی در جهان است.
سطحِ آب از گاهوارش خوشتر است
دایهاش سیلاب و موجش مادر است
نگران نباش، زیرا آب از گهوارهٔ او راحتتر است و دایه و مادر او امواج و دریا است.
رودها از خود نه طغیان میکنند
آنچه میگوییم ما، آن میکنند
هیچ رودی بدون فرمان ما پر آب نمیشود و بالا نمیآید و تنها گوش به فرمان ماست.
ما، به دریا حکمِ طوفان میدهیم
ما، به سیل و موج، فرمان میدهیم
تمام اتفاقات و حوادث دنیا تحت فرمان ما به وجود میآید، مثل توفان و سیل و ...
بِه که برگردی، به ما بسپاریاَش
کی تو از ما دوستتر میداریاَش!»
حالا بهتر است که برگردی و او را به ما بسپاری زیرا که ما او را بیشتر از تو دوست داریم.
پروین اعتصامی
درست و نادرست (صفحهٔ 105 کتاب درسی)
1- مادر موسی وقتی گهوارهی او را به رود نیل سپرد، دنبال او رفت. نادرست
2- مهرِ مادر موسی به فرزندش کمتر از محبّت خدا به موسی بود. درست
درک مطلب (صفحهٔ 105 کتاب درسی)
1- زمانی که مادر موسی فرزندش را در آب انداخت، چه احساسی داشت؟ از سرنوشت پسرش بیخبر و نگران او بود.
2- منظور از «کشتی بیناخدا» چیست؟ همان سبد یا گهوارهای که حضرت موسی (ع) داخل آن بود و در کل منظور کسی یا چیزی که سرپرست نداشته باشد.
3- سه صفت خداوند را که در متن شعر به آن اشاره شده است، بیان کنید. لطف و مهربانی. شکوه و عظمت. دانایی و توانایی
4- مقصود شاعر در مصراع «دایهاش سیلاب و موجش مادر است» چیست؟ موج و سیلاب هر دو نگهدار کودک هستند.
بخوان و حفظ کن: امید
شنیدستم که شهبازی کهنسال
کبوتر بچّهای را کرد دنبال
ز بیم جان، کبوتر کرد پرواز
به هر سو تاخت، تازان از پِیاَش باز
به دشت و کوه و صحرا بود پرّان
ز چنگِ باز شاید در بَرَد جان
اجل را دید و شُست از زندگی دست
درختی در نظر بگرفت و بنشست
نظر کرد آن نگون اقبال بر زیر
که صیّادی کمان بر کف به زِه تیر
به زیر پای، صیّاد و به سر، باز
نه بنشستن صلاح است و نه پرواز
به کلی رشتهی امید بُگسست
در آن دم دل به امید خدا بست
چو امّیدش به حق بود آن کبوتر
نجات از مرگ دادش حیّ داور
بزد ماری به شستِ پایِ صیّاد
قضا بر باز خورد آن تیر و افتاد
به خاک افتاد هم صیّاد و هم باز
کبوتر شاد و خندان کرد پرواز
پروین اعتصامی
